محمد موسوى بجنوردى
17
علم اصول ( فارسى )
كار بوده است . آنان معتقدند اراده در اين حوزه راه ندارد ، زيرا « إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » اگر خداوند سبحان اراده كرده بود اسماعيل حتما قربانى مىشد . اينكه مىبينيم اين واقعه اتفاق نيفتاد ، به اين دليل است كه طلب خداوند در كار بوده است . طلب غير از اراده است . در پاسخ به اشاعره مىتوان گفت كه در اين مورد هم ارادهء خداوند در كار بوده و هم طلب او ، اما اراده و طلبش هم تا همينجا در كار بوده است . يعنى كمال ابراهيم ( ع ) و استكمال او و اسماعيل ( ع ) به اين بوده كه اين حادثه واقع شود . بعد از وقوع اين حادثه مىبينيم ابراهيم ( ع ) علاوه بر مقام نبوت و رسالت كه مناصب بسيار خطيرى هستند به مقام امامت نائل مىآيد : « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » . « 2 » بنابراين ارادهء ذات بارىتعالى تا همينجا تعلق گرفته بود ؛ يعنى تا همين مقدار كه « فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ » . بعد خطاب آمد : « قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » . سپس مىفرمايد : « وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ » . « 3 » ما اين گوسفند را در مقابل او قربانى قرار داديم . بنابراين ارادهء الهى در كار بوده است . دليل دوم اشاعره ( امر كفار به اسلام و ايمان ) : اعتقاد ما بر اين است كه كفار هم مانند مسلمانان مكلّف به فروع هستند . منتها كفار به اين معنا مكلّف به فروع هستند كه « يسلّموا و يأتوا بالفروع » . اما كفارى هستند كه ايمان و اسلام
--> ( 1 ) يس ( 36 ) : 82 « چون ارادهء خلقت چيزى كند به محض اينكه گويد موجود باش بلافاصله موجود خواهد شد » . ( 2 ) البقرة ( 2 ) : 124 « من تو را به پيشوايى خلق برگزينم » . ( 3 ) الصافات ( 37 ) : 107 « و بر او ذبح بزرگى فدا ساختيم » .